تبلیغات
راه در جهان یکی هست و آن راه راستی است - شعر بانكی
چهارشنبه 25 اسفند 1389

شعر بانكی

   نوشته شده توسط: مهدی بختیاری    نوع مطلب :مقالات بانکداری ،

 

 

قصه بانک ما تو بر خوانا

بانکی ای  بود، لاغر و خرد

دانش اندوز و کارجویانا

رفت با شور و شوق بی پایان

بهر کار و تلاش به بانكانا

یافت در بانک مدیرانی

پیر و فرزانه و سخندانا

همه بودند مدیر و پیر و پدر

در شب تیره رخشان چو ماهانا

بودش او را در محیط آن شعبه

یاورانی به کار عطشانا

همه یک رنگ و یکدل و بیدل

می شود جان فدا و قربانا

مشتری را چه گویم من

بهترین نعمتی که خدا دادا

آن یکی پیر و شاعر و دانا

همچو گل میان باغانا (بازنشسته فرهنگی )

آن یکی ساکت و نجیب و فکور

نامش همچون مرامش  آقانا ( نویسنده )

آن یکی حاجی و وکیل و دقیق

فقه و ایمان به هم بچسبانا   ( وکیل )

آن یکی حارس و پهلوان و غیور

خلق ، خشنود از این رفیقانا ( درجه دار ارتش )

آن یکی جوانکی پر شر

همچو نهری روان به بستانا  (دانشجو )

آن یکی مادری مهربان و صبور

که مقامش رسد  به دورانا (خانه دار )

آن یکی دختریست فرز و جسور

افتخار از برای خاک ایرانا   (مسئول دفتر )

آن یکی پسریست ساعی و چست

وصف خوبیش  همیشه یکسانا ( کارپرداز )

آن یکی هم رهی  رضا داده

مرد یکتای  گوی  میدانا (ورزشکار )

آن یکی مخلص و صاف و رفیق

مرد کارزار ، همچو شیر غرانا ( کاسب )

آن پزشک دگر ، نمونه صدق

هرکمالی در او فراوانا (پزشک )

آن یکی جلوه عطا و سخا

در پی  هر لطیفه  خندانا   (بازیگر )

آن یکی  پاک و ناب و صدیق

نظری گر کنی به وجدانا ( مهندس ) 

شد همه وصف  بانک او آخر

قصه از ابتدا به پایانا

منبع:bsm.persianblog.ir


مرجع كد موزیك و قالب وبلاگ

ساخت كد آهنگ ساخت كد آهنگ